نوشته شده توسط : حجت

داروگ

خشک آمد کشتگاه

در جوار کشت همسایه.
گر چه می گویند: " می گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران."
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟
 
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومه ی تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده های نی به دیوار اطاقم دارد از خشکیش می ترکد
ـــ چون دل یاران که در هجران یاران ـــ
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟



:: موضوعات مرتبط: نيما يوشيج , ,
:: برچسب‌ها: خشک آمد کشتگاه , سوگواران در میان سوگواران , در درون کومه ی تاریک من , اشعار نيما ,
:: بازدید از این مطلب : 249
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 26 بهمن 1390 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حجت
 در پیله تا به کی بر خویشتن تنی


پرسید کرم را مرغ از فروتنی

تا چند منزوی در کنج خلوتی

دربسته تا به کی در محبس تنی

 در فکر رستنم ـپاسخ بداد کرم ـ  

خلوت نشسنه ام زیر روی منحنی

هم سال های من پروانگان شدند

جستند از این قفس،گشتند دیدنی

‍ تا وارهم به مرگ

یا پر بر آورم بهر پریدنی

اینک تو را چه شد کای مرغ خانگی!

کوشش نمی کنی،پری نمی زنی؟

 



:: موضوعات مرتبط: نيما يوشيج , ,
:: برچسب‌ها: اشعار نيما يوشيج , نيما , پدر شعر نو , مرغ خانگی , مرغ خانگی , پروانگان شدند , ‍ تا وارهم به مرگ ,
:: بازدید از این مطلب : 247
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 4 بهمن 1390 | نظرات ()

صفحه قبل 1 صفحه بعد